مریم
گل مریم
در ان شب های تنهایی. در ان تاریکی و وحشت.
در ان بی مهری غمگین در ان اندوه در غربت.
گلی زیبا درون بیشه قلبم پدید امد
گلی خوشبو گل مریم گلی زیباتر از صد بوستان لاله
گلی خوشبوتر از شب های مهتابی گل صحرای بی تابی
گمان کردم که او هرگز نمی میرد.دو دست پر فریب دشمنی او را ز دست من نمی گیرد.
ندانستم که با من نیست ندانستم خزان دارد.ندانستم دلی با دیگران دارد.
گل خوشبوی من چندی برایم عطرپاشی کرد برایم دلربایی کرد.
ولی افسوس؛بهارش عاقبت سر شد
به پیش چشم های اشکبار من گلم پژمرد وپرپر شد.
من از پژمردن یک گل نمی گویم گلی کز بوسه سرد خزان جان داشت
گل زیبای مریم بود گل من بود گل من بود
+ نوشته شده در دوشنبه نهم دی ۱۳۸۷ ساعت 15:16 توسط فرشته
|
به وبلاگ آتي گل خوش آمديد